|
|
|
|
|
سلام يادش به خير (!) اون روز ، واسه خريدن يه گوشي موبايل رفتم بانك تا 150 هزار تومن ناقابل از حسابم در بيارم . يه كم دلم مي سوخت ، آخه اين حساب رو ذره ذره جمع كرده بودم ، حالا بايد يكباره نصفش مي كردم ، خوب ديگه هر كه طاووس مي خواد بايد يه سري هم به هندوستان بزنه ديگه . پدر اين چشم و هم چشمي بسوزه كه چنين غارم كرد (منظورم از غار ، غارته بخاطر حفظ آهنگ شعر ازش استفاده كردم ) ما كه پول تاكسي نداريم ( بده در راه خدا ) با پاي پياده هلك هلك راه افتاديم تا رسيديم به بانك ، بسم الله گويان وارد بانك شديم كه اي داد و بيداد نگاه كن قيافه ها رو ، بجز چند تا آدم پولدار ، همه مردم گرفته و عبوسند انگار تازه از اسارت اومدن ، آخ آخ دلم كباب شد ، يكي واسه 20 تومن پول فيش تلفنش اومده بود پول از حسابش دراره ، يك منشيه اومده بود پولاي ارباب پولدارش رو توو حسابش بريزه ، خود من اومده بودم (نگم بهتره) ، يه چي مي گم يه چي مي شنوي ، چه بلايي سر اين مردم اومده كه غم جاي شادي روي لباشون جا خُش كرده ؟ چند لحظه اي توو درياي فكر غرق شدم كه يه دفعه يه جرقه ارشميدوسي به كله هه زد ، بابا اي دل غافل نكنه اين مردم از شادي بيش از حد خودشون رو به ناراحتي زدن ، بابا عجب اكتورايين ها ، دست نيكول كيدمن و پرويز پرستويي رو بستن ، خوش بحالشون آنقدر شادن كه ديگه شادي بهشون حال نميده ، پس بگو چرا اينجوري لب و لچه دراز كردن مي خوان بازي كنن . آخه تو اين مملكت كه فقير و زير خط فقري وجود نداره ، تورم كه صفر ، سرمايه كه فراوون ، خونه آماده ، كرايه ارزون ، كارم كه همينطور ريخته ديگه دليلي واسه غم وجود نداره ! كشوري كه اين همه نفت داره بايد هم همينطور باشه ديگه ، بر حسودان و دشمنان لعنت كه اين همه جو سازي مي كنن ، خبر ندارن كه مردم دارن بازي در ميارن يه كم بخندن . خوب سرتون رو درد نيارم ، بعد از 2 ساعت پوله رو گرفتيم و شاد و خرم ، ده بُرو كه رفتيم ...... طفيل هستي پولند آدمي و پري ارادتي بنما تا سعادتَ رو ببري ( بليط يادت نره ) يه دنيا ارادت مسعود
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 23:14 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
بنام عشق و عاشق،كه تا ديدمت به خود گفتم او يار ناز من است نداستم از بخت اين تيره بخت كه اين يار همان چوب دارمن است بدان عشوه و ناز كردي خراب همان سنگ كه روي مزارمن است به خود گفتم آري ، كه راست كه فردا بهزيباييهعشقروشناست الهي كه از درد قلب و مرض بميري كه نامت ، گداز من است حالا توخود گو اي يارشيرينسخن كه اين فردا چگونه روشن است ؟ تو اي دوست باور مكن اين سخن همانا چرند كلام من است ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 23:11 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
زمستان سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت سرها در گربيان ست كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديرار ياران را نگه جز پيش پا را ديد نتواند كه ره تاريك و لغزان ست وگر دست محبت سوي كس يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون كه سرما سخت سوزان ست نفس كز گرمگاه سينه مي آيد برون ابري شود تاريك چو ديوار ايستد در پيش چشمانت نفس كاين است پس ديگر چه داري چشم ز چشم دوستان دور يا نزديك مسيحاي جوانمرد من اي ترساي پير پيرهن چركين هوا بس ناجوانمردانه سرد است آي دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوي در بگشاي منم من ميهمان هر شبت لولي وش مغموم منم من سنگ تيپا خورده ي رنجور منم دشنام پست آفرينش نغمه ي ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بيرنگ بيرنگم بيا بگشاي در بگشاي دلتنگم حريفا ميزبانا ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد تگرگي نيست مرگي نيست صدايي گر شنيدي صحبت سرما و دندان ست من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را كنار جام بگذارم چه مي گويي كه بيگه شد سحر شد بامداد آمد فريبت مي دهد بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست حريفا گوش سرما برده است اين يادگار سيلي سرد زمستان ست وقنديل سپهر تنگ ميدان مرده يا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود پنهان ست حريفا رو چراغ باده را بفروز شب با روز يكسان ست سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين درختان اسكلتهاي بلور آجين زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان ست. م.اميد تا كدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار عشق من تا نامه اي ديگر خداحافظ مريم
Introduce Of Akhavan Sales Coming Soon … |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 23:6 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام و عرض ادب خدمت شما . مقاله اي كه با عنوان آموزش شبكه در اختيار شماست ، حاصل تلاش و زحمات اينجانب با استفاده از منابع مختلف بوده و مخاطبين آن كساني هستند كه هيچ اطلاعاتي از شبكه ندارند و يا اطلاعات آنها اندك و در سطح تئوري است . همانط.ر كه مي بينيد ، داراي هفت قسمت است و از تعاريف پايه اي شروع مي شود و دو قسمت آخر به بحث عملي مي پردازد . مطمئنا اين اثر همانند هر اثر ساختهي آدمي زاد ، بي نقص نخواهد بود ، اما مي تواند با تصحيح متخصصين به اثري قابل چاپ تبديل شود . ارادتمند مسعود كايدخورده آموزش شبكه جلسه اول
شبكه چيست ؟ شبكه در ساده ترين حالت خود شامل دورايانه متصل به هم به وسيله يك كابل است به گونه اي كه بتوانند از داده ها به طور مشترك استفاده كنند . همين شبكه ساده ، منشا تمام شبكه ها ، صرف نظر از كيفيت پيچيدگي آنها مي باشد . رايانه هاي شخصي ابزاري براي توليد اسناد متني و گرافيكي و ساير انواع اطلاعاتند ، اماچنانچه فرد ديگري نيازمند استفاده از توليدات شما باشد ، بدون وجود شبكه ، در بهترين حالت شما مجبوريد كه اطلاعات را روي ديسكت قرار داده و در اختيار او قرار دهيد ، كه اگر آن شخص تغييراتي در آنها اعمال كند ، هيچ روشي براي ادغام تغييرات وجود ندارد . به اين روش كار در محيط هاي مستقل Stand-Alone مي گويند . مزاياي شبكه : براي پي بردن به مزاياي شبكه از چند مثال كمك مي گيرم . يك دفتر رسم نقشه هاي ساختماني را فرض كنيد كه هشت نقشه كش و هشت كامپيوتر دارد . وظيفه اين نقشه كش ها طراحي نقشه به وسيله كامپيوتر و چاپ آنها با پلاتر است . با اين اوصاف آيا براي هر كامپيوتر بايد يك پلاتر خريد . مطمئنا هزينه سرسام آوري را در پي دارد. وجود شبكه در اين مكان باعث صرفه جويي در هزينه ها مي شود ، چون با قرار دادن يك پلاتر و به اشتراك گذاري آن براي همه كاربرها اين مشكل حل مي شود . با وجود شبكه اعتماد در امنيت داده ها بالا مي رود ، دليل آن هم وجود جند نسخه از اسناد در كامپيوتر هاي مختلف است .امروزه شبكه اي همانند اينترنت ، محدوديت هاي جغرافيايي را از بين برده و با امكانات فراوان آن باعث صرفه جويي در وقت شده است . با شبكه ها مي توان پيام ها – داد ها – چاپگرها- مودم ها و ساير منابع سخت افزاري به اشتراك گذاشت . تاريخچه شبكه : تاريخچه ايجاد شبكه را مي توان از سيستم هاي Time Sharing شروع كرد ، يك Main Frame كه به وسيله خطوط ارتباطي به ترمينالهايش وصل مي شد . بعد ها كه كامپيوتر هاي شخصي به وجود آمد ، مسئله شبكه پيش آمد و كم كم شبكه هاي امروزي پس از چند سال ايجاد شد ، در روند توسعه سيستم عامل شبكه ها مي توان از Novell Netware و ويندوز نام برد . ايجاد استاندارد ها توسط انجمن IEEE و ISO و هزاران شركت كه در بخش هاي مختلف شبكه تلاش كردند .
با تشكر كه تاكنون با ما بوديد . ادامه اين مقاله را در شماره هاي بعدي به استحضار شما مي رسد .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 23:2 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
خدايا ، از تو چه گويم ؟ از قدرتت ، آن قدرتي كه احاطه كردي بدان همه چيز را از رحمتت ؟ از كمالت ؟ از دانايي ات ؟ خوب دانم هر چه گويم كم است پس از فرصتم اينگونه بهره مي برم بنده اي ناچيز كه از شرم گناهانش روي خواستن ، از تو را ندارد ، با كمال بي شرمي اين چنين مي نويسد : بار الها به خاطر همه زيبائيت به خاطر همه جلالت به خاطر عظمتت به خاطر همه نورت به خاطر همه رحمتت به خاطر همه قدرتت از تو مي خواهم به همه آن چيزهايي كه بنده ناچيزت توان گفتن آنها را ندارد پناهم ده به ايمانت ، اطمينانم ده به كرمت ، اعتمادم ده به درستي وعده ات ، پرورشم ده به نعمت ، عزتم ده به عزتت و مرا ببخش به رحمتت . الهي برتر از آنچه من گويم ، صبرم ده ، علمم ده ، ايمانم ده ، بزرگيم ده و مرا ببخش . الهي اي پناهم در گرفتاري ، اي دادرسم هنگام سختي ، بگذر از جرم بسيارم و بپذير شكر اندكم . الهي بگذر از من ، زيرا تو سزاوارتري بدان از خود ما ، بما دستور دادي سائل را از خانه خود رد نكنيم ، پس من بدرگاهت آمدم ، سائلت را رد مكن . خدايا اين ماه رمضاني است كه فرو فرستادي در آن قرآن را براي هدايت و راهنمايي مردم باز كردي در رحمت و توبه را توبه ام بپذير و از گناهان بسيارم در گذر … |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 11:41 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
ان پي تي چيست ؟
آژانس بين المللي انژي اتمي مركز جهاني همكاري در عرصه ي هسته اي است .اين آژانس در 29 جولاي سال 1957 با توافق 18 كشور به عنوان نهادي مستقل ، اما مرتبط با سازمان ملل متحد تشكيل شد .اين آژانس با دولتهاي عضو و شركاي متعدد خود براي ارتقا بخشيدن به سلامت ، امنيت و صلح آميز بودن تكنولوژي هسته اي همكاري و فعاليت مي كند
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 11:36 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
چه دل است اين دل من ! چه دل است اين دل من كه ز يك لرزش اشك ، بر رخ رهگذري يا ز ناليدن مادر به فراق پسري دل من مي شكند چه كنم ؟ دلم از سنگ كه نيست گريه در خلوت دل ، ننگ كه نيست چه دل است اين دل من هر كجا اشك يتيمي رنجور مي چكد بر سر مژگان سياه هر كجا چشم زن غمزده اي كه به ياد كودكش مانده به راه دل من مي شكند دلم از سنگ كه نيست گريه در خلوت دل ، ننگ كه نيست حالت دختركي كوچك و تنها و فقير كه به حسرت كند از چشم نگاه به عروسك نگه گاه به گاه وز دل تنگ كند ناله و آه دل من مي شكند هر كجا در نگه تازه نهالان خدا كز ستيز پدر و مادركي خشم آلود مي وزد بوي طلاق وز پراكندگي عائله اي برخيزد در سرا بانگ فراق دل من مي شكند دلم از سنگ كه نيست گريه در خلوت دل ، ننگ كه نيست چه دل است اين دل من به شتابي كه تگرگ بشكند ساقه و از هم بدرد پيكر برگ يا به آساني يك شاخه ي گل مي شكند دلم از ناله ي مرغان چمن مي شكند دلم از داغ يتيمان وطن مي شكند ز خيال غم مردم حتي دل من مي شكند چه دل است اين دل من تا كدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار عشق من تا نامه اي ديگر خداحافظ مريم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 11:20 توسط مريم.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
به ياد فرهاد مهراد تلخ بود. هنوز هم طعم تلخي دارد. يادآوري اين كه صداي فرهاد بعد از گذشت 5 سال هنوز هم خاموش است. اين كه نمي تواني منتظر بماني تا آلبوم جديدي از او به بازار بيايد و تو بالاخره در اين آشفته بازار موسيقي پاپ و زير زميني و رو زميني طعم موسيقي سالم را بچشي. اين كه فرهاد با صداي خش دار هميشگي اش ؛ لحظه هاي تنهايي خوبي براي تو بسازد. اين روزها سالمرگ فرهاد است و بهانه براي نوشتنش زياد . اما هميشه سالمرگ بهانه ي خوبي نيست. باشد تا ديماه كه سالروز تولدش است از فرهاد و صداي مخملينش بنويسيم .فرهاد پس از دو سال معالجه در ايران و فرانسه ، در سن 59 سالگي در شهريور 1381 در شهر پاريس بر اثر بيماري هپاتيت درگذشت . يه شب مهتاب ماه مي ياد تو خواب منو مي بره از توي زندون مثل شب پره با خودش بيرون مي بره اونجا كه شب سيا تا دم سحر شهيداي شهر با فانوس خون جار مي كشن تو خيابونا سر ميدونا عمو يادگار ، مرد چينه دار مستي يا هوشيار ، خوابي يا بيدار مستيم و هوشيار شهيداي شهر خوابيم و بيدار شهيداي شهر آخرش يه شب ماه مياد بيرون از سر اون كوه بالاي دره روي اين ميدون رد مي شه خندون يه شب ماه مي ياد . تا كدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار عشق من تا نامه اي ديگر خداحافظ مريم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 11:25 توسط مريم.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
بچه هاي فراموش شده جهت گذراندن دوره ي كارآموزي از سوي دانشگاه به يكي از مدارس دخترانه مقطع راهنمايي معرفي شدم . اين مدرسه ساختماني فرسوده با بافتي سنتي داشت و تحت عنوان مدارس در حال تخريب درنوبت بازسازي قرار گرفته بود. اين مدرسه در منطقه اي فقير نشين از شهرستان هاي همجوار محل سكونتم واقع شده بود. زماني كه از سوي دانشگاه، محل موردنظر به من اعلام شد مضطرب و نگران بودم.مسافت نسبتا زياد ، نوع منطقه و نداشتن شناخت كافي و بسياري عوامل ديگر همگي سبب مي شدند كه شرايط سختي را پيش رو احساس كنم. به هر ترتيب رهسپار آنجا شدم . اين در حالي بود كه خود نيز باور نداشتم با ورود به آنجا در همان جلسات اول مجذوب بچه هاي معصوم آنجا مي شوم . گويي قدم به دنيايي ديگر نهاده بودم . مدرسه اي بود قديمي با دانش آموزاني مظلوم و صميمي .صداقت قلبي و كودكانه ي آنها را مي شد از ظاهرهاي ساده ، چهره هاي خسته ، نگاههاي معصومانه و حرفها و شكوه هاي مظلومانه شان به خوبي دريافت.احساس مي كردم هر لحظه اي كه مي گذرد به آنها معطوف و معطوف تر مي شوم . خيلي زود موفق شدم ارتباط عاطفي نزديكي با آنها برقرار كنم. حرفهاي زيادي براي گفتن داشتند . گويا بيش از فقر اقتصادي از فقر عاطفي رنج مي بردند . بر آن شدم كه علاوه بر پيگيري هدف اصلي كه مرا به آنجا كشانده بود براي يافتن پاسخ سوالهايي كه ذهنم را به خود مشغول كرده بودند به تحقيق بپردازم . اولين موضوعي كه در ضمن گفتگو با مدير دلسوز مدرسه و خود دانش آموزان به آن رسيدم اعتياد والدين خصوصا پدران بود ، اين امر به شكل غيرقابل باور به صورت اپيدمي در آمده بود. اكثر اين پدران با وجود كليه ي مشكلات ناشي از اعتياد، مجددا ازدواج كرده و سرپرستي دو خانواده ي كامل و البته پر جمعيت را به عهده داشتند. اما سرپرستي با چه كيفيتي !!! طبق گفته هاي مدير عمده ي مشكلات دانش آموزان آنجا از تزلزلي نشات مي گرفت كه بر خانواده هاي آنها حاكم بود و البته بي بند و باري و نهايتا اعتياد پدران ريشه ي اين اوضاع نامطلوب بود. مادرها به جهت تقبل مسئوليت هاي پدر در كنار انجام وظايف خويش معمولا فرصتي براي رسيدگي به نيازهاي عاطفي فرزندان نداشتند. در گروه قربانيان اعتياد ، جمعيتي كه بيش از هر دسته ي ديگر نيازمند كمك و رسيدگي و بذل توجه هستند كودكان افراد معتادند. تقريبا تنها بعد بزرگسالانه ي مشكل مدنظر قرار گرفته و جنبه ي كودكان و نيازمندي هاي آنها كمتر و يا شايد اصلا مورد توجه واقع نشده است. طي جلسات گفتگو با مدير از آمار دانش آموزاني مطلع شدم كه چندين بار از خانه فرار كرده بودند. باور اينكه شرايطي پيش بيايد كه دختران 12 تا 14ساله دست به چنين اقدامي بزنند تا حدي برايم غيرممكن مي نمود. اضطراب و پرخاشگري بالا ، عدم انگيزه و تمايل به تحصيل و حتي در يك مورد انزجار از ادامه دادن به زندگي از موارد نامطلوبي بود كه در بين اين بچه ها به چشم مي خورد. مطلب جالب توجه ديگر اينكه، اين دانش آموزان حتي از داشتن يك مشاور در مدرسه محروم بودند. به هر حال قطعا نظير اين مناطق، اين مدارس و اين دانش آموزان را در جاهاي ديگر كشورمان داريم. امر مسلم اين است كه اين بچه ها فراموش شده اند چه از سوي خانواده ها و چه از سوي مسئولين. اين در حالي است كه همگي مي دانيم اين مشكلات در بچه ها به يك مقطع سني و يك برهه ي زماني خاص محدود نمي شوند و با بالا رفتن سن آنها اين نامطلوبي ها به مشكلاتي ريشه دارتر مبدل مي گردند و قطعا پيامد هاي نا خوشايندي هم براي اين نوجوانان وهم براي جامه و ساير افراد آن در پي خواهند داشت . هنوز هم معصوميت نگاه آن بچه هاي فراموش شده را به خاطر دارم و اين سوال بي جواب كه چرا اين كودكان بايد اينچنين مورد ظلم واقع شوند ........... امروز كه محتاج توام جاي تو خالي است فردا كه بيايي به سراغم نفسي نيست مكن امروز را فردا بيا تا من؛ بيا با من كه فردايي نمي ماند.... تا كدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار عشق من تا نامه اي ديگر خداحافظ مريم |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 11:21 توسط مريم.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
من به خود محتاجم.... شانه هايم زخمي ست دست هايم خسته ست چشم هايم عطش خواب صبوري دارند نفسم بغض گلوگير هزاران وهم است و دلم مي خواهد لحظه اي دور از همه ي فاصله ها لفظ فرسوده ي بودن را فرياد كشم گونه ي حسرت گل هاي زمستاني من عطر دلگيري سرماي بيابان دارند و شقايقها در خاطره ام به فريبي كه خود اندوخته ام مي خندند حاصل خا طره هايم صفر است و اگر همه ي بودن من را با هيچ ضربدر صفر كنيد طرحي از هستي م خواهيد كشيد من نبودم هرگز و شما را سوگند بعد از اين نيز بدين نام صدايم نكنيد بگذاريد دلم بغض تنهايي را در فراموشي دنبال كند بگذاريد دلم سايه ي حوصله ي خسته ي آوازش را پشت گلدان گل كاغذي بودن خود پهن كند من به خود محتاجم من به محراب وجودي كه نياموخته ام محتاجم آه باران بگذار دل من پشت اين پنجره ها جان بدهد...... تا كدامين پنجه بگشايد قباي صبح آن ديدار عشق من تا نامه اي ديگر خداحافظ مريم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 10:29 توسط مريم.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
احمدي نژاد : بيش از فشارهاي غربي از سوي عناصر ترسوي داخلي تحت فشار بوديم ، كه سفارش به سازش مي كردند . جام جم : نرخ تورم در 4 ماهه نخست سال جاري روند صعودي داشته است اسحاق شامير (از رهبران صهيونيست ) : اخلاقيات و سنت يهودي ، كاربرد تروريسم به عنوان وسيله اي در منازعه را رد نمي كند !!!!! احمد چلبي (رئيس كنگره ملي عراق) : آمريكا 12 هزار سني عراقي را مسلح كرده است . موسي رضا ثروتي ( نماينده مجلس ) : 25 درصد معتادان از زمان مدرسه شروع مي كنند و 20 درصد دانشجويان نيز معتاد به يكي از مواد مخدر صنعتي يا سنتي هستند !!!!!!! صفاتيان ( مدير كل اداره مبارزه ب | ||