|
|
|
|
|
در دير مغان آمد يارم قدحی در دست مست از می و ميخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پيدا وز قد بلند او بالای صنوبر پست آخر به چه گويم هست از خود خبرم چون نيست وز بهر چه گويم نيست با وی نظرم چون هست شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست و افغان ز نظربازان برخاست چو او بنشست گر غاليه خوش بو شد در گيسوی او پيچيد ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پيوست بازآی که بازآيد عمر شده حافظ هر چند که نايد باز تيری که بشد از شست
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 17:17 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره. اینطور نیست؟! دارید می خندید؟ دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشaید که او خدای مهربان و دوست داشتنی است.
پی نوشت : آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست پاک می کنید بخاطر اینکه شک دارید که اونها به چیزی اعتقاد دارند ؟!!!
خنده داره؟ . . . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 13:2 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
پشت پرده منشور اصولگرایان چیست؟
در انتخابات مجلس هفتم به چه کسی رای دادید؟ به آبادگران تهران، لیستی با پوستر زرد رنگ و یک عکس تیم فوتبالی از کاندیداهایی که به شکل منظمی کنار هم ایستاده اند. آبادگران از انتخابات شورای شهر شروع شد. در شهرهای دیگر این نیروهای ارزشی و طرفدار نظام عمدتا حجم بیشتری از محتویات صندوقهای رای را به آوردند.
کیهان تیتر زد: پیروزی بزرگ اصولگرایان
صحنه سیاست کشور به تمامه از تهران رقم می خورد لیست آبادگران که به اصولگرایان تغییر نام داد قطعا بقیه نمایندگان هم سلک و هم سو نیز نام و عنوان اصولگرایی را دریافت کردند. البته از نقش روزنامه های مقابل و دوم خردادی و کارگزارانی نیز نباید صرف نظر شود که به خوبی این عنوان را بر قامت یک دیدگاه و جناح سیاسی خاص يافت.
در جوامعی که احزاب و گروههای منظم و تشکیلات منسجم بازی سیاست را بر عهده گرفته اند نام ها و عنوانها، شعارها و پرچمها و .... به صورت حساب شده و مبتنی بر برنامه ریزی قبلی انتخاب می شود و در آمد و شد و چرخش قدرت بین نخبگان و بازی دادن مردمان استفاده می شود.
ولی بحمد الله ایران اسلامی از این باندبازی و خیمه شب بازی انتخاباتی به دلایل مختلف در امان بوده است. از نشانه های آن نیز همین عناوین و دسته بندی هایی است که بعد از انتخاب افراد و بعد از گذشت زمان بر آن ها اطلاق می شود. کما اینکه در داستان اصلاح طلبی نیز همین داستان تکرار شده بود و لیست سی نفره ای در تهران با حمایت جناح سیاسی در قدرت به پیروزی رسید و باقی ماجرا...
اما همان طور که اصلاح طلبی ریشه و گذشته و پرداخته و سابقه ای در خود دارد که در تقدیر قرار گرفته است. اصولگرایی نیز یک مغازله لغوی و یک بازی زبانی سیاسی نیست.
همان طور که اشاره شد هر چند روزنامه های دوم خردادی برای بت سازی و نمادسازی سیاسی از حریف خودشان اصولگرایی را به بهترین وجه با معنای ضمنی بنیادگرایی در یک تمایل سیاسی خاص تقلیل دادند. اما دست نویسندگان و محققان از این بسته نشده است تا نگاهی به تقدیرات و مفاهیم ضمنی اصولگرایی بکنند.
اصول گرایی ... ، گرایش به اصولِ ...، انتخاب و گرایش به مبانی و چارچوبهای ... اینها همه یک چیز را در تقدیر دارد و آن اسلام ناب محمدی است. انتخاب و گرایش به اصول و موازین، همان اعتقاد به مبانی و چارچوب مکتب سیاسی اسلام است و در این معنا شاید بتوان اصولگرایی را هم عرض مسلمانی و به تعبیر بهتر ایمان دانست.
آنان که اساسا اعتقادی به مبانی اصولگرایی نداشته و تنها برای رسیدن به آب و نان نقاب اصولگرایی زده اند که در زمره منافقینند. اما کسانی که به حقانیت اصولگرایی واقفند و امام خمینی(ره) را پیامبر آخرالزمانی این پایمردی بر اصول یافته اند دو دسته اند. کسانی در الفاظ مانده و ملبس به لباس عمل نشده اند؛ اینها همان مسلمین اند :« وقالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا بل قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم» و از این آیه شریفه دسته دوم نیز معلوم می شوند: مومنان. همانهایی که ایمانشان هماره مقارن عمل بوده و هرگز مصداق لم تقولون ما لا تفعلون نیستند.
اصولگرایی در معنای عام هم عرض مسلمانی و در معنای خاص هم پایه ایمان و به تعبیر دیگر اسلام ناب است و امام (ره) تخصیص ناب را برای خروج لفاظان از لوای اسلام ذکر فرمود.
در این معنا " عدالتخواهی"، "ساده زیستی"،"استکبار ستیزی"،عزتمندی"،"صداقت با مردم"،«آزادگی»،«مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض» و ازاین قبیل صفات و ویژگی ها همه از لوازم و بلکه ذاتیات اصولگرایی است.
اصولگرایی یک باند یا حزب سیاسی نیست. اصولگرایی یک مرام و مسلک است. اصولگرایی مکتب سیاسی- اجتماعی – اخلاقی مومنین است. اصول گرایی یعنی تمسک به اصول و موازین اسلامی در سیاست برای سیاسیون در اقتصاد برای اقتصادیون در قضا و جزا در محکمه و قضاوت والی آخر. این مرام و منش نیز مفسر و تبیین کننده ای جز مقام معظم رهبری ندارد. فردی که چه به لحاظ نظری ولایت فقیه و چه در عالم واقع اصولگراترین و پایبندترین فردی است که علما و عملا عامل به این راه و مشرب است.
هر قدر این روش و مرام در اجرا و عمل زیبا باشد در ظاهر سازی و ریاورزی زشت و بی مقدار خواهد بود. کما اینکه در این مدت چه بسیار تلاش شده است که اصولگرایی از طرف مدعیان و چه از طرف دشمنان به اسم یک عده خاص سند زده شود ولی چندان نتیجه ای نداشته است. نشست و برخاستها و مذاکرات و تصمیم گیری های گروهی و دسته جمعی و کدخدا منشی راه به جایی نبرده است.
البته زمان سپری خواهد شد و اصولگرایی سیاسی از اصولگرایی عملی و رفتاری جدا خواهد شد همان چیزی که جلوه ای از آن در انتخابات بیست و هفتم خرداد و سوم تیر هشتاد و چهار خود را نشان داد.
اما اصلاح طلبی : تحلیلی بر جریان اصلاحات و اصلاح طلبی
اصلاحات از كجا شروع شد ؟
اولين ريشه هاي اصلاح طلبي زماني رويش پيدا كرد كه روسها از شمال وارد مرزهاي خاكي ماشدند ، جنگ هاي خونيني براي حفظ مملكت درگرفت و بر طبق عهدنامه هاي ننگيني ، اراضي زيادي از مملكت به يغما رفت ، همين لطمات بسيار زياد ، باعث شد كه سياست مداران كشور به اين فكر بيافتند كه چرا چنين شد ؟
پاسخ اين سوال زماني برايشان روشن شد كه ديدند ، جهان اطرافشان در حال پيشرفت و ترقي است و آنها از قافله عقب مانده اند ، روسيه اي كه تا ديروز پشم كلاهشان هم حساب نميشد ، حالا ارتش مكانيزه دارد ، توپ و تفنگهاي عالي و …..
در اين هنگام ، دولتمردان براي حفظ كيان مملكت ، دست به اصلاحات ساختاري زدند تا وضعيت مملكت را بهبود ببخشند ، روزنامه باز كردند ، مدرسه علمي ( دارالفنون ) تاسيس كردند و …….
اين حركت از آن زمان با فعاليت فراهاني ها و اميركبيرها و …… شروع شد تا به امروز !
اصلاحات به چه معناست ؟
به تغیرات تدریجی و جزئی که از سوی حاکمان ( زمامداران ) به صورت قانونی و مسالمت آمیز انجام پذیرد ، اصلاح یا رفرم گویند .
اصلاح طلبان چه كساني اند ؟
تمامي كسانيكه به دنبال تغيير براي بهبود ساختار سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و ….. كشور فعاليت ميكنند ، اصلاح طلب محسوب ميشوند .
چند نوع حركت اصلاح طلبي داريم ؟
در طول تاريخ ۱۰۰ ساله اخير كشورمان ، به طور كل دو نوع حركت اصلاحي داشته ايم ، كه شامل حركات اصلاحي نرم و سخت بوده اند ، نرم بدان معنا كه تدريجي و از درون حاكميت انجام گرفته اند و سخت به اين معنا كه با بر اندازي صورت گرفته اند . ( به معنای دیگر انقلاب )
تفاوت اين دو نوع حركت اصلاح طلبي بر سر اين نكته ميباشد كه نوع نرم حركت اصلاحي را پروسه محور ميداند اما نوع سخت آن را پروژه محور ، حركات اصلاحي مانند مشروطه و انقلاب اسلامي ، از نوع حركت اصلاحي سخت بوده اند و حركات اصلاحي دوران قاجار ( اصلاحات اميركبير و فراهاني و عباس میرزا ) ، دوره دكتر مصدق و دوران سازندگي ( رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني ) و دوم خرداد ( رياست جمهوري سيد محمد خاتمي ) ، از جمله حركات قابل توجه نرم اند .
تفاوت اصلاحات و اصولگرايي و بر اندازي در چيست ؟
در تمامي كشورهاي دنيا ، كلا دو نوع گرايش در ساختار سياسي كشورها وجود دارد :
اگر بخواهيم اين گرايشها را واضح تر تعريف كنيم بايد اين را بگويم كه :
در كشور مان نيز اين دو گرايش ، ساختار نيروهاي سياسي كشورمان را ميسازند ، سه گروه عمده سياسي كه در كشور ايران در حال حاضر وجود دارند از قرار زير اند :
اين سه گروه كلا در مواضع سياسي شان بر طبق نوع دسته بنديشان ، به دو صورت موضع گيري ميكنند :
جريان هايي كه براي خود ماهيت گروهي قائل اند ، اگر خود جزء گروه در قدرت باشند براي حفظ حاكميت خود يه هر وسيله اي ، هدف را اصلي قرار ميدهند ( اصولگرايان ) و اگر بيرون از آن باشند و از قدرت به دور برچيدن آن را هدف اصلي خود قرار ميدهند ( اپوزيسيون هايي كه دنبال انقلابي دوباره حال چه به شكل نرم و چه به شكل سخت اند ، مانند ليبرالهاي خارج از كشور يا سلطنت طلبها يا چپهاي سوسياليست و كمونيست و …… ) .
اما جريان هايي كه حكومت را نهادي خدمات رسان و مستقل ميدانند و تاثير پذير از گروه هاي اجتماعي معين ، به دنبال اصلاح ساختار سياسي و خط و مشي حكومت در چهارچوب همان نظام بدون بر اندازي ( چه نرم و چه سخت ) ، ميباشند . ( اصلاح طلبان )
در طول تاريخ معاصر كشور ما جريانهاي مختلفي بر پهنه سياسي كشور جولان داده اند كه هر كدام بر اساس تعريفشان از حكومت در يكي از تقسيمات فوق قرار ميگيرند .
بر طبق اين تعاريف ، اپوزيسيون ها يا مخالفين نظام كه توسط رسانه هايي چون صداي آمريكا و راديو فردا و …. صداي خودشان را به گوش ملت ايران ميرسانند به دليل تعريف سلطه طلبشان ، مبني بر اينكه حكومت نهادي براي سلطه يك گروه برگروه ديگر است ، دو برنامه كلي را دنبال ميكنند :
ايجاد جنبشهاي اجتماعي براي بر اندازهاي نرم و سخت در درون حاكميت ( مثل حمايت از جنبشهاي زنان و كارگران و دانشجويان و …… )
افزايش فشارهاي خارجي بر حكومت ( حمايت از حمله آمريكا به ايران و بزرگنمايي وضعيت حقوق بشر در كشور و …. ) .
اين دسته از افراد به دليل اينكه حركت اصلاحي پروسه محور و تديريجي را مخالف منافع خودشان ميدانند به مانند اصولگرايان خواهان حذف حركات اصلاح طلبي اند ، لذا مداوم مردم را به شركت نكردن در انتخابات دعوت ميكنند و رهبران اصلاحات را به مانند مزدوران سيه چهر نمايش ميدهند !
اين دسته اگر كه به قدرت برسند چون همان ماهيت سلطه جويي را دارا ميباشند به نقض حقوق بشر ادامه ميدهند ، به حذف گروه هاي سياسي كشور دست ميزنند ، آزادي هاي مدني را سلب خواهند كرد و …….
آيا اصلاح طلبي راه كار كشور است ؟
با توجه به اينكه اصلاح طلب ها ، دولت را نهاد خدمت رسان و مستقل و متعلق به همه گروه ها ميدانند ، لذا در جهت تحقق عدالت ، توسعه و آزادي حاضرند كه با همه گروهاي ديگر سياسي به صورت موازي همكاري و فعاليت كنند ، براي همين است كه در كشورهاي كه جامعه مدني در آنها رشد بسيار داشته ، تنها مسئله اي موجب رقابت گروه هاي مختلف براي بهبود خدمت رساندن براي رفع آن ميشود و ما شاهد رقابت گروه هاي سياسي بدون انگيزه حذف از قدرت هستيم !
در نتيجه ، مشاهده ميكنيم كه در زمانه فعلي اصلاح طلبي پروسه محور براي تحقق آرمان مردم سالاري ديني ، تنها راه كار بهبود وضعيت كشور است .
اصلاح طلبان چه برنامه هايي را دنبال ميكنند ؟
در زمانه فعلي ، اصلاح طلبان كشورمان سه هدف كلي را در صدر برنامه هايشان قرار داده اند :
اصلاح طلبان چند دسته اند ؟
اصلاح طلبان کلا بر دو دسته بر اساس نوع ایدئولوژی شان دسته بندی میشوند که شامل : راستها و چپ های طیف اصلاح طلب میباشند ، که هر دسته نیز به نوبه خود به چند زیر دسته تقسیم بندی میشوند .
برفرض مثال طیف های چپ اصلاح طلب ازقرار زیر اند :
و طیف راست گرای اصلاح طلبان نیز از قرار زیر اند :
همان طور که میبینید ، اصلاح طلبان فعلی فقط محدود به دوم خردادی ها و چپ ها نیستند بلکه طیف های راست نیز در میان اصلاح طلبان بسیار زیاد اند که این خود نشانه تنوع و رقابتهای درون جناحی در بین این طیفهای اصلاح طلب میباشد .
اصلاحات در حال حاضر در چه مرحله اي است و به كجا خواهد رسيد ؟
در حال حاضر اولين پروسه هاي اصلاحات در دوره هاي رياست جمهوري آقايان هاشمي ( اصلاحات اقتصادي ) و خاتمي ( اصلاحات سياسي ) انجام شده اند و در طول اين ۱۶ سال حركات بسيار مهمي از جمله :
انجام شده است ، كه با پيروز شدن اصولگرايان ادامه اين حركات و تكميل پروسه اصلاحات در كشور ناتمام مانده است ، اما اميد ميرود با توجه به خاصيت آزادي خواهي ملت شريف ايران ، اين پروسه در سالهاي آتي با شركت كردن مردم در انتخابات و انتخاب افرادي شايسته ، تكميل و ادامه يابد .
سخن آخر :
در تمام کشورهای دنیا و در درون ساختار سیاسی هر کشور آزادی که در آن مردمسالاری ( دموکراسی ) حاکم باشد ، هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا وجود دارند ، لذا هدف از این مقاله این نبوده است که اصولگرایی را بد و اصلاح طلبی را نیکو جلوه بدهیم ، بلکه هدف این بوده که نحوه دید و تفکر اصلاح طلبی را روشن سازیم ، حال اگر شما بنا به علایق شخصیتان تمایل به اصولگرایی دارید ، ایرادی بر شما نیست که از از اصولگرایی حمایت کنید و اگر هم با توجه به این سخنان ، تمایلتان بیشتر به سمت اصلاح طلبی است ، باز هم به همین صورت !
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 15:10 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خدا
تصمیم گرفتم امروز درباره مداح عزیز شهر خوبان آقای جمال خجسته بنویسم .
ليستي از از نوحه ها : اي كه گرفتي به دوش بار غم و بار عشق مي زنم دم ز علمدار حريم حرم عشق جمال خجسته از مداحان خوب ، معروف و صاحب سبك شهرستان انديمشكه كه در نوع خود شاهكاري در مداحي ايران به حساب مي ياد . ويژگي بارز در نوحه هاش ، سبك حماسي و نمايش جلال و عظمت سالار شهيدان و ياران اونه كه در نوحه اي علمدار حسين يا ابالفضل متبلور مي شه .
در پايان جا داره از دوست عزيزم رحيم ساكي بدليل جمع آوري اين نوحه ها تشكر كنم .
ارادتمند ، مسعود
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 21:58 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
حاصل کارگه کون و مکان اين همه نيست
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 19:20 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
مسلمين آزادي را جستجويي لازم است فكرها را شستشويي لازم است نازنيان از سياهي تا سپيدي را نظر بايد كنيم |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 19:25 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
الا ای آهوی وحشی کجايی مرا با توست چندين آشنايی دو تنها و دو سرگردان دو بيکس دد و دامت کمين از پيش و از پس بيا تا حال يکديگر بدانيم مراد هم بجوييم ار توانيم که میبينم که اين دشت مشوش چراگاهی ندارد خرم و خوش که خواهد شد بگوييد ای رفيقان رفيق بيکسان يار غريبان مگر خضر مبارک پی درآيد ز يمن همتش کاری گشايد مگر وقت وفا پروردن آمد که فالم لا تذرنی فردا آمد چنينم هست ياد از پير دانا فراموشم نشد، هرگز همانا که روزی رهروی در سرزمينی به لطفش گفت رندی رهنشينی که ای سالک چه در انبانه داری بيا دامی بنه گر دانه داری جوابش داد گفتا دام دارم ولی سيمرغ میبايد شکارم بگفتا چون به دست آری نشانش که از ما بینشان است آشيانش چو آن سرو روان شد کاروانی چو شاخ سرو میکن ديدهبانی مده جام می و پای گل از دست ولی غافل مباش از دهر سرمست لب سر چشمهای و طرف جويی نم اشکی و با خود گفت و گويی نياز من چه وزن آرد بدين ساز که خورشيد غنی شد کيسه پرداز به ياد رفتگان و دوستداران موافق گرد با ابر بهاران چنان بيرحم زد تيغ جدايی که گويی خود نبودهست آشنايی چو نالان آمدت آب روان پيش مدد بخشش از آب ديده خويش نکرد آن همدم ديرين مدارا مسلمانان مسلمانان خدا را مگر خضر مبارکپی تواند که اين تنها بدان تنها رساند تو گوهر بين و از خر مهره بگذر ز طرزی کن نگردد شهره بگذر چو من ماهی کلک آرم به تحرير تو از نون والقلم میپرس تفسير روان را با خرد درهم سرشتم وز آن تخمی که حاصل بود کشتم فرحبخشی در اين ترکيب پيداست که نغز شعر و مغز جان اجزاست بيا وز نکهت اين طيب اميد مشام جان معطر ساز جاويد که اين نافه ز چين جيب حور است نه آن آهو که از مردم نفور است رفيقان قدر يکديگر بدانيد چو معلوم است شرح از بر مخوانيد مقالات نصيحت گو همين است که سنگانداز هجران در کمين است حضرت حافظ
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 19:18 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
قدم ، قدم اسبش بتاخت دستش به سوي آب رفت شيريني آب را بديد فكرش به سوي يار رفت ديوانه شد از درد يار رويش به سوي كودكان از جا به زيبايي بلند قامت به سرو هم طعنه زد يكباره خشم جاهلان تير و خدنگ ناكسان از روي ميل دنيوي شاخه از آن سرو مي بريد دندان گرفت آن تحفه را از جان گذاشت اين مايه را تيران به خشم باران زدند تن را سپر ، مشك را به جاي جان گرفت در فكر خود اين را بگفت مولاي من بس تشنه است او سبط اين پيغمبر است با خشم گفت اي ناكسين بي خدا اين تن به ارزاني بريد جان را بريد مشكم دهيد اين حرفها را بس چه سود آن ناكسين بي خدا دست و سر مولا زدند مشكش به يغما نيز برند ... اين را بگفتم بشنوي مولاي ما با عزت است ايمان به نامش سجده است مردانگي شرمنده است اين شد كه مشق شب ما آب ، بابا ، مولاي ما قصيده رهايي (مسعود) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 12:51 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
محرم ، ماه بيداري از غفلت را به همه دوستان تسليت عرض مي كنم .
امشب عزيز زهرا در ذكر ياالله است فردا سجاده او گودال قتله گاه است يارب به حق زينب سحر نگردد امشب
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 13:18 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
در محرم یاد یاران چه زیباست .
در اين ايام عزيز از شما مي خواهم براي شادي روح دوست عزيزم صلواتي ختم نماييد
مسعود
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 13:8 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
اين شعر رو واسه خونمون ايران گفتم ، نظر بديد ....
كشورم ، مهد دليران سترگ زادگاهم ، راز مردان نبرد سربلندم ، كشور يغما شده نازنينم ، ناز بي پروا شده
گر بخواهد ننگ آيد بر تنت ننگ من باد اي تمام معبدم
مهد آرش خوابگاه كوروشي عزت خون سياوش عشق بي وصف علي
گر تمام جز و كل روزگار آب گردند و شوند تير كمان من به تنهايي بَسَم از بهر كل پاك مي بازم به عشقت راه خوش
اي تمام تار و پودم ، كشورم ماواي من شادماني ، جاودان ايران من |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 6:20 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
شرمنده كه دير به دير آپ مي كنم . البته زياد مهم هم نيست ، اما قول مي دم يه وبلاگ ازش بسازم توپ ...... حالا بريد و يه سر به اين سايته بزنيد :
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 6:26 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی از بهر بالا رفتن است
گام گام تا اوج جانان رفتن است چند پرسي از دل ديوانه ام كاروان رفت و من آن بي خانه ام
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 6:2 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
چرخ هم با آن همه زيبايي اش سر به مهر آرد بر زيبايي ات اي دلا بين رحمت مولاي خويش تا ببيني ذلت دنيايي ات
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 5:26 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
فيلم : رضا موتوري كارگردان : مسعود كيميايي- 1349 ترانه : شهريار قنبري آهنگ : اسفنديار منفرد زاده خواننده : فرهاد مهراد بازيگر نقش اول : بهروز وثوق
با صداي بي صدا ،مثل يك كوه بلند مثل يك خواب كوتاه ، يك مرد بود يك مرد با دست هاي فقير ، با چشم هاي محروم با پاهاي خسته ، يك مرد بود يك مرد شب با تابوت سياه ، نشست توي چشمهاش خاموش شد ستاره ، افتاد روي خاك سايه اش هم نمي نونه ، هرگز پشت سرش غمگين بود و خسته ، تنهاي تنها با لبهاي تشنه ، به عكس يك چشمه نرسيد تا ببينه ، قطره قطره قطره آب قطره آب در شب بي طپش ، اين طرف اون طرف
مي افتاد تا بشنوه صدا صدا صداي پا صداي پا بوي خوب گندم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386ساعت 4:55 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
لا لا لا لا دیگه بسه گل لاله
براستي او پدر ترانه ايران است ارادتمند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 15 مهر1386ساعت 4:26 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام رفقا ، مي خواستم با هم بشينيم و يه بهبه و چهچه ارسال كنيم به روح قديميا كه واقعا روحشون شاد با اين حرفايي كه از خودشون به جا گذاشتن ، طلاست به خدا ، گوش كن : آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي شه يا بي نمك البته يه چيزهم بگم كه يه موقع تو اون دنيا دچار غرور كاذب نشن ،چون اجداد آقايون اجنوي هم يه همچين حرفي رو زدند اما به اقتضاي فرهنگ صنعتي خودشون : Two Captain , Sink The Ship دو تا ناخدا ، كشتي رو غرق مي كنه در هر صورت دمتون گرم ، اما چرا يه اينطور حرفي رو جا نزاشتيد كه اينهمه ما رو دچار مخصمصه نكنيد : آشپز كه بنا شد ، عصرش خياطي كرد و نصف شب مسافر كشي زلزله مياد اين يه حرفي باشه از ما ، شايد بمونه واسه آينده ها (بابا شاعر!) ، البته فقط آشپز محترم مورد نظر نيست ، مي تونه اون آشپزه وزير دادگستري باشه كه همزمان سخنگويي دولت رو مي كنه ، عصرش قاچاق مي گيره و شبا وكيل شوراي نگهبانه !! اصلا مگه موردي داره ؟ به من و شما چه ، زلزله مياد كه بياد ، تازه دوباره مثل جريان بم همدل مي شيم . فوقش هم بعد از 4 سال دو تا خونه مي سازيم مي گيم اينم بازسازي ، ديگه چي مي خوايد ، والله به خدا البته مي تونيم از يه نظر ديگه هم به موضوع نگاه كنيم ، اون آقاي 4 شغله كه اسمش رو نمي ياريم ، با 4 تا حقوق كه ديگه گشنگي و خط فقر رو نميشناسه ، چطور مي خواد به درد من بدبخت ، بيكار و بي خونه برسه ؟؟؟ خودمونيم ها دادگستري چه ربطي به قاچاق بازي و سخن چيني داره ؟ نمي دونم آخ آخ نزن ، باشه نزن ديگه ، حرفم رو پس مي گيريم : درود و سلام خدمت دولت خدمتگزار و عزيز و درد شناس كه چه خوب تورم و بي خونگي و بيكاري را مهار كرد ، بدرستي كه انتصاب مديران لايق در پست هاي متعدد و چندگانه از نوآوري هاي مفيد دولت نهم براي حل مشكلات مي باشد ، باشد كه با همياري اين مديران ، كارهاي كارشناسانه(!) خود را پيش ببريد . ارادتمند مسعود از چهار راه تورم ، جنب تقاطع مستضعفان
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 1 مهر1386ساعت 4:32 توسط مسعود.ك
|
|
||
|
|
|
|
|
اگه........ميگن....... بعد از مدتها به اين نتيجه رسيدم كه گاهي حرف اطرافيان ارزش يك تامل كوچيك رو هم نداره. به راستي كه اين جماعت بيكار هميشه بهانه اي براي عيب گرفتن از كار اين و اون رو دارن . | ||