|
|
|
|
|
پشت پرده منشور اصولگرایان چیست؟
در انتخابات مجلس هفتم به چه کسی رای دادید؟ به آبادگران تهران، لیستی با پوستر زرد رنگ و یک عکس تیم فوتبالی از کاندیداهایی که به شکل منظمی کنار هم ایستاده اند. آبادگران از انتخابات شورای شهر شروع شد. در شهرهای دیگر این نیروهای ارزشی و طرفدار نظام عمدتا حجم بیشتری از محتویات صندوقهای رای را به آوردند.
کیهان تیتر زد: پیروزی بزرگ اصولگرایان
صحنه سیاست کشور به تمامه از تهران رقم می خورد لیست آبادگران که به اصولگرایان تغییر نام داد قطعا بقیه نمایندگان هم سلک و هم سو نیز نام و عنوان اصولگرایی را دریافت کردند. البته از نقش روزنامه های مقابل و دوم خردادی و کارگزارانی نیز نباید صرف نظر شود که به خوبی این عنوان را بر قامت یک دیدگاه و جناح سیاسی خاص يافت.
در جوامعی که احزاب و گروههای منظم و تشکیلات منسجم بازی سیاست را بر عهده گرفته اند نام ها و عنوانها، شعارها و پرچمها و .... به صورت حساب شده و مبتنی بر برنامه ریزی قبلی انتخاب می شود و در آمد و شد و چرخش قدرت بین نخبگان و بازی دادن مردمان استفاده می شود.
ولی بحمد الله ایران اسلامی از این باندبازی و خیمه شب بازی انتخاباتی به دلایل مختلف در امان بوده است. از نشانه های آن نیز همین عناوین و دسته بندی هایی است که بعد از انتخاب افراد و بعد از گذشت زمان بر آن ها اطلاق می شود. کما اینکه در داستان اصلاح طلبی نیز همین داستان تکرار شده بود و لیست سی نفره ای در تهران با حمایت جناح سیاسی در قدرت به پیروزی رسید و باقی ماجرا...
اما همان طور که اصلاح طلبی ریشه و گذشته و پرداخته و سابقه ای در خود دارد که در تقدیر قرار گرفته است. اصولگرایی نیز یک مغازله لغوی و یک بازی زبانی سیاسی نیست.
همان طور که اشاره شد هر چند روزنامه های دوم خردادی برای بت سازی و نمادسازی سیاسی از حریف خودشان اصولگرایی را به بهترین وجه با معنای ضمنی بنیادگرایی در یک تمایل سیاسی خاص تقلیل دادند. اما دست نویسندگان و محققان از این بسته نشده است تا نگاهی به تقدیرات و مفاهیم ضمنی اصولگرایی بکنند.
اصول گرایی ... ، گرایش به اصولِ ...، انتخاب و گرایش به مبانی و چارچوبهای ... اینها همه یک چیز را در تقدیر دارد و آن اسلام ناب محمدی است. انتخاب و گرایش به اصول و موازین، همان اعتقاد به مبانی و چارچوب مکتب سیاسی اسلام است و در این معنا شاید بتوان اصولگرایی را هم عرض مسلمانی و به تعبیر بهتر ایمان دانست.
آنان که اساسا اعتقادی به مبانی اصولگرایی نداشته و تنها برای رسیدن به آب و نان نقاب اصولگرایی زده اند که در زمره منافقینند. اما کسانی که به حقانیت اصولگرایی واقفند و امام خمینی(ره) را پیامبر آخرالزمانی این پایمردی بر اصول یافته اند دو دسته اند. کسانی در الفاظ مانده و ملبس به لباس عمل نشده اند؛ اینها همان مسلمین اند :« وقالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا بل قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم» و از این آیه شریفه دسته دوم نیز معلوم می شوند: مومنان. همانهایی که ایمانشان هماره مقارن عمل بوده و هرگز مصداق لم تقولون ما لا تفعلون نیستند.
اصولگرایی در معنای عام هم عرض مسلمانی و در معنای خاص هم پایه ایمان و به تعبیر دیگر اسلام ناب است و امام (ره) تخصیص ناب را برای خروج لفاظان از لوای اسلام ذکر فرمود.
در این معنا " عدالتخواهی"، "ساده زیستی"،"استکبار ستیزی"،عزتمندی"،"صداقت با مردم"،«آزادگی»،«مبارزه بی امان با فقر و فساد و تبعیض» و ازاین قبیل صفات و ویژگی ها همه از لوازم و بلکه ذاتیات اصولگرایی است.
اصولگرایی یک باند یا حزب سیاسی نیست. اصولگرایی یک مرام و مسلک است. اصولگرایی مکتب سیاسی- اجتماعی – اخلاقی مومنین است. اصول گرایی یعنی تمسک به اصول و موازین اسلامی در سیاست برای سیاسیون در اقتصاد برای اقتصادیون در قضا و جزا در محکمه و قضاوت والی آخر. این مرام و منش نیز مفسر و تبیین کننده ای جز مقام معظم رهبری ندارد. فردی که چه به لحاظ نظری ولایت فقیه و چه در عالم واقع اصولگراترین و پایبندترین فردی است که علما و عملا عامل به این راه و مشرب است.
هر قدر این روش و مرام در اجرا و عمل زیبا باشد در ظاهر سازی و ریاورزی زشت و بی مقدار خواهد بود. کما اینکه در این مدت چه بسیار تلاش شده است که اصولگرایی از طرف مدعیان و چه از طرف دشمنان به اسم یک عده خاص سند زده شود ولی چندان نتیجه ای نداشته است. نشست و برخاستها و مذاکرات و تصمیم گیری های گروهی و دسته جمعی و کدخدا منشی راه به جایی نبرده است.
البته زمان سپری خواهد شد و اصولگرایی سیاسی از اصولگرایی عملی و رفتاری جدا خواهد شد همان چیزی که جلوه ای از آن در انتخابات بیست و هفتم خرداد و سوم تیر هشتاد و چهار خود را نشان داد.
اما اصلاح طلبی : تحلیلی بر جریان اصلاحات و اصلاح طلبی
اصلاحات از كجا شروع شد ؟
اولين ريشه هاي اصلاح طلبي زماني رويش پيدا كرد كه روسها از شمال وارد مرزهاي خاكي ماشدند ، جنگ هاي خونيني براي حفظ مملكت درگرفت و بر طبق عهدنامه هاي ننگيني ، اراضي زيادي از مملكت به يغما رفت ، همين لطمات بسيار زياد ، باعث شد كه سياست مداران كشور به اين فكر بيافتند كه چرا چنين شد ؟
پاسخ اين سوال زماني برايشان روشن شد كه ديدند ، جهان اطرافشان در حال پيشرفت و ترقي است و آنها از قافله عقب مانده اند ، روسيه اي كه تا ديروز پشم كلاهشان هم حساب نميشد ، حالا ارتش مكانيزه دارد ، توپ و تفنگهاي عالي و …..
در اين هنگام ، دولتمردان براي حفظ كيان مملكت ، دست به اصلاحات ساختاري زدند تا وضعيت مملكت را بهبود ببخشند ، روزنامه باز كردند ، مدرسه علمي ( دارالفنون ) تاسيس كردند و …….
اين حركت از آن زمان با فعاليت فراهاني ها و اميركبيرها و …… شروع شد تا به امروز !
اصلاحات به چه معناست ؟
به تغیرات تدریجی و جزئی که از سوی حاکمان ( زمامداران ) به صورت قانونی و مسالمت آمیز انجام پذیرد ، اصلاح یا رفرم گویند .
اصلاح طلبان چه كساني اند ؟
تمامي كسانيكه به دنبال تغيير براي بهبود ساختار سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي و ….. كشور فعاليت ميكنند ، اصلاح طلب محسوب ميشوند .
چند نوع حركت اصلاح طلبي داريم ؟
در طول تاريخ ۱۰۰ ساله اخير كشورمان ، به طور كل دو نوع حركت اصلاحي داشته ايم ، كه شامل حركات اصلاحي نرم و سخت بوده اند ، نرم بدان معنا كه تدريجي و از درون حاكميت انجام گرفته اند و سخت به اين معنا كه با بر اندازي صورت گرفته اند . ( به معنای دیگر انقلاب )
تفاوت اين دو نوع حركت اصلاح طلبي بر سر اين نكته ميباشد كه نوع نرم حركت اصلاحي را پروسه محور ميداند اما نوع سخت آن را پروژه محور ، حركات اصلاحي مانند مشروطه و انقلاب اسلامي ، از نوع حركت اصلاحي سخت بوده اند و حركات اصلاحي دوران قاجار ( اصلاحات اميركبير و فراهاني و عباس میرزا ) ، دوره دكتر مصدق و دوران سازندگي ( رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني ) و دوم خرداد ( رياست جمهوري سيد محمد خاتمي ) ، از جمله حركات قابل توجه نرم اند .
تفاوت اصلاحات و اصولگرايي و بر اندازي در چيست ؟
در تمامي كشورهاي دنيا ، كلا دو نوع گرايش در ساختار سياسي كشورها وجود دارد :
اگر بخواهيم اين گرايشها را واضح تر تعريف كنيم بايد اين را بگويم كه :
در كشور مان نيز اين دو گرايش ، ساختار نيروهاي سياسي كشورمان را ميسازند ، سه گروه عمده سياسي كه در كشور ايران در حال حاضر وجود دارند از قرار زير اند :
اين سه گروه كلا در مواضع سياسي شان بر طبق نوع دسته بنديشان ، به دو صورت موضع گيري ميكنند :
جريان هايي كه براي خود ماهيت گروهي قائل اند ، اگر خود جزء گروه در قدرت باشند براي حفظ حاكميت خود يه هر وسيله اي ، هدف را اصلي قرار ميدهند ( اصولگرايان ) و اگر بيرون از آن باشند و از قدرت به دور برچيدن آن را هدف اصلي خود قرار ميدهند ( اپوزيسيون هايي كه دنبال انقلابي دوباره حال چه به شكل نرم و چه به شكل سخت اند ، مانند ليبرالهاي خارج از كشور يا سلطنت طلبها يا چپهاي سوسياليست و كمونيست و …… ) .
اما جريان هايي كه حكومت را نهادي خدمات رسان و مستقل ميدانند و تاثير پذير از گروه هاي اجتماعي معين ، به دنبال اصلاح ساختار سياسي و خط و مشي حكومت در چهارچوب همان نظام بدون بر اندازي ( چه نرم و چه سخت ) ، ميباشند . ( اصلاح طلبان )
در طول تاريخ معاصر كشور ما جريانهاي مختلفي بر پهنه سياسي كشور جولان داده اند كه هر كدام بر اساس تعريفشان از حكومت در يكي از تقسيمات فوق قرار ميگيرند .
بر طبق اين تعاريف ، اپوزيسيون ها يا مخالفين نظام كه توسط رسانه هايي چون صداي آمريكا و راديو فردا و …. صداي خودشان را به گوش ملت ايران ميرسانند به دليل تعريف سلطه طلبشان ، مبني بر اينكه حكومت نهادي براي سلطه يك گروه برگروه ديگر است ، دو برنامه كلي را دنبال ميكنند :
ايجاد جنبشهاي اجتماعي براي بر اندازهاي نرم و سخت در درون حاكميت ( مثل حمايت از جنبشهاي زنان و كارگران و دانشجويان و …… )
افزايش فشارهاي خارجي بر حكومت ( حمايت از حمله آمريكا به ايران و بزرگنمايي وضعيت حقوق بشر در كشور و …. ) .
اين دسته از افراد به دليل اينكه حركت اصلاحي پروسه محور و تديريجي را مخالف منافع خودشان ميدانند به مانند اصولگرايان خواهان حذف حركات اصلاح طلبي اند ، لذا مداوم مردم را به شركت نكردن در انتخابات دعوت ميكنند و رهبران اصلاحات را به مانند مزدوران سيه چهر نمايش ميدهند !
اين دسته اگر كه به قدرت برسند چون همان ماهيت سلطه جويي را دارا ميباشند به نقض حقوق بشر ادامه ميدهند ، به حذف گروه هاي سياسي كشور دست ميزنند ، آزادي هاي مدني را سلب خواهند كرد و …….
آيا اصلاح طلبي راه كار كشور است ؟
با توجه به اينكه اصلاح طلب ها ، دولت را نهاد خدمت رسان و مستقل و متعلق به همه گروه ها ميدانند ، لذا در جهت تحقق عدالت ، توسعه و آزادي حاضرند كه با همه گروهاي ديگر سياسي به صورت موازي همكاري و فعاليت كنند ، براي همين است كه در كشورهاي كه جامعه مدني در آنها رشد بسيار داشته ، تنها مسئله اي موجب رقابت گروه هاي مختلف براي بهبود خدمت رساندن براي رفع آن ميشود و ما شاهد رقابت گروه هاي سياسي بدون انگيزه حذف از قدرت هستيم !
در نتيجه ، مشاهده ميكنيم كه در زمانه فعلي اصلاح طلبي پروسه محور براي تحقق آرمان مردم سالاري ديني ، تنها راه كار بهبود وضعيت كشور است .
اصلاح طلبان چه برنامه هايي را دنبال ميكنند ؟
در زمانه فعلي ، اصلاح طلبان كشورمان سه هدف كلي را در صدر برنامه هايشان قرار داده اند :
اصلاح طلبان چند دسته اند ؟
اصلاح طلبان کلا بر دو دسته بر اساس نوع ایدئولوژی شان دسته بندی میشوند که شامل : راستها و چپ های طیف اصلاح طلب میباشند ، که هر دسته نیز به نوبه خود به چند زیر دسته تقسیم بندی میشوند .
برفرض مثال طیف های چپ اصلاح طلب ازقرار زیر اند :
و طیف راست گرای اصلاح طلبان نیز از قرار زیر اند :
همان طور که میبینید ، اصلاح طلبان فعلی فقط محدود به دوم خردادی ها و چپ ها نیستند بلکه طیف های راست نیز در میان اصلاح طلبان بسیار زیاد اند که این خود نشانه تنوع و رقابتهای درون جناحی در بین این طیفهای اصلاح طلب میباشد .
اصلاحات در حال حاضر در چه مرحله اي است و به كجا خواهد رسيد ؟
در حال حاضر اولين پروسه هاي اصلاحات در دوره هاي رياست جمهوري آقايان هاشمي ( اصلاحات اقتصادي ) و خاتمي ( اصلاحات سياسي ) انجام شده اند و در طول اين ۱۶ سال حركات بسيار مهمي از جمله :
انجام شده است ، كه با پيروز شدن اصولگرايان ادامه اين حركات و تكميل پروسه اصلاحات در كشور ناتمام مانده است ، اما اميد ميرود با توجه به خاصيت آزادي خواهي ملت شريف ايران ، اين پروسه در سالهاي آتي با شركت كردن مردم در انتخابات و انتخاب افرادي شايسته ، تكميل و ادامه يابد .
سخن آخر :
در تمام کشورهای دنیا و در درون ساختار سیاسی هر کشور آزادی که در آن مردمسالاری ( دموکراسی ) حاکم باشد ، هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا وجود دارند ، لذا هدف از این مقاله این نبوده است که اصولگرایی را بد و اصلاح طلبی را نیکو جلوه بدهیم ، بلکه هدف این بوده که نحوه دید و تفکر اصلاح طلبی را روشن سازیم ، حال اگر شما بنا به علایق شخصیتان تمایل به اصولگرایی دارید ، ایرادی بر شما نیست که از از اصولگرایی حمایت کنید و اگر هم با توجه به این سخنان ، تمایلتان بیشتر به سمت اصلاح طلبی است ، باز هم به همین صورت !
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 15:10 توسط مسعود.ك
|
|
||